خرید بک لینک
فیلم «خرگوش سیاه خرگوش سفید» ساخته‌ی شهرام مکری‌، اثری است که در زمره‌ی سینمای «تجربی»، «متافیزیکی» و «غیرخطی» قرار می‌گیرد. این فیلم برای مخاطبی که به دنبال روایت‌های سنتی (شروع، میانه و پایان) است، بسیار دشوار و حتا آزاردهنده می‌تواند باشد؛ اما برای مخاطبی که سینما را ابزاری برای کاوش در مفاهیم انتزاعی مثل «زمان»، «خاطره» و «هستی» می‌بیند، تجربه‌ای بی‌نظیر است.در اینجا نقد و تحلیل مفصل این اثر را در چهار لایه اصلی بررسی می‌کنم: ۱. ساختار روایت: سینمای هزارتو بزرگترین ویژگی این فیلم، شکستن کام

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 13:35

"فیلیپ گرل" فیلمسازِ فرانسوی، «شعر» را در «سینما» بازتعریف می‌کند و "امیر قاضی‌پور" شاعرِ ایرانی، «سینما» (به معنایِ مشاهده و فضا) را در «شعر» بازتعریف می‌کند (با استفاده از تایپوگرافی و خلاء).یکی از آیتم‌های شعرِ امیر قاضی‌پور ، اراده به چیدمان است . این اراده به چیدمان در شعرهای امیر قاضی‌پور را بصورت مفصل از لحاظ فرم و زیبایی شناسی ، با مثال نقد و بررسی می‌کنم . بینِ امیر قاضی پور و فیلیپ گرل ( Philippe Garrel)، که در فیلم عاشق برای یک روز ( lover for A day) ، شعرهای پراکنده را فرمِ شعرِ خود

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 13:35

سطر به سطرِ یک شعرخوانش یک شعر همراه با ارزشیابیشعری از امیر قاضی‌پور :وقتی با خودم قرار گذاشتم در شهرِ سیلویابر افتادنِ چشم‌ها و درخت‌هاتابیده بود بنفش‌ها و سنگ فرش‌ها سکه‌ای بودبخارِ سرِ همه از استخوان‌های خشک نبودبر بندِ رخت آویزان شده/ساعتی بر فراموشیحکم رانی شاتوت‌ها و تاب‌ها و زن‌ها و دختراو سر برداشتن از لباسبزتر از بازوهای نه داشته به چیزی سنگیناین-از تو پریدمدر کدام غیبت حاضرتو ردپای تاریخیمیل به نشستن در یک مکانمشاهده یِ رسوخِ نیروهاو ردپاهای تاریخمیل به ناحیه‌ گراییهمه باید از همه لهج

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 13:35

ماندگاریِ فرهنگِ ایران ۱۴۰۵/۰۵/۰۸ | 14:40 | امیر قاضی ‌پور - "زبانِ فارسی، تنها مجموعه‌ای از کلمات نیست؛ بلکه بازتابی است از نظمِ درونی و احساساتِ پنهانِ ملتی که جهان را از دریچه‌یِ زیبایی می‌بیند."اشاره هانری کربن(شرق‌شناس) به اینکه زبان، آینه تمام‌نمایِ روانِ ملت استدر موردِ ماهیتِ فرهنگِ ایرانی:"ایرانیان، مهارِ تمدن را در کلماتِ خود نگه داشته‌اند؛ جایی که سیاست شکست می‌خورد، ادبیاتِ آن‌ها هویت را حفظ می‌کند."اشاره "هانری کربن" به قدرتِ نرمِ و ماندگاریِ فرهنگِ ایران زبان فارسی ایرانی

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 13:35

شعری از فرناز جعفرزادگان ✔️هر آینهکه مرا دیدتو را دیدتوکه در من شکفته‌ایبینِ ماآمدن و رفتنی نبودما همیشه بوده‌ایمنقد، خوانش و تحلیلِ شعر شعرِ کوتاه فرناز جعفرزادگان، نمونه‌ای از «مینیمالیسم اشراقی» است. این شعر در مرز میانِ «عشق زمینی» و «وحدت وجودِ عرفانی» حرکت می‌کند و سادگیِ ظاهری‌اش، پوششی برای یک مفهوم عمیق هستی‌شناسانه است.در ادامه، این شعر را از چند منظر نقد و تحلیل می‌کنم:۱. تحلیل فرمی و ساختار (ایجازِ هندسی)شعر از نظر فرمی بسیار فشرده است. شاعر از کلماتِ حداقلی برای ساختن یک فضای حداک

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 13:35

توحش از نوعِ اعرابِ خلیج فارس ۱۴۰۵/۰۵/۱۱ | 14:22 | امیر قاضی ‌پور - ما ایرانی‌ها از ناحیه کشورهای عربی هیچ‌گاه نژادپرست نبوده‌ایم. آنها بودند که در جریانِ جنگ، خاکِ کشورشان را در اختیارِ متجاوز یعنی ارتش تروریستی آمریکا قرار دادند. در کمالِ وقاحت، حاکمانِ پاره جدا شده ایران یعنی " بحرین " ، پیام فرستاده‌اند که ما مسلمانیم! و به کشور ما حمله نکنید! از همان جایی که مدرسه میناب را زدند. و ماه‌هاست که به ایران تجاوز می‌کنند. ایران به شما رحم کرد که فقط پایگاههای آمریکا را در امارات، اردن، کو

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 13:35

دو تنی که یکتا باشند به یکِ دائو می‌مانَد

دو تنی که یکتا باشند به یکِ دائو می‌مانَد
۱۴۰۵/۰۵/۱۲ | 14:23 | امیر قاضی ‌پور -

تن‌ها دائو را می‌فهمند. آن‌ها گسسته‌های خود را پیوسته می‌کنند و کشاکش‌ها را به کناری می‌نهند. دو تنی که یکتا باشند به یکِ دائو می‌مانَد.
نوشته: ری گریگ
از کتاب : دائوِ رابطه‌ها
فارسی‌ی : ع.پاشایی

دائو گسسته و پیوسته یگانگی وصال

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 13:35

شعرِ زیر، ترکیبی از تلاطم‌های شهری، تنش‌های مادی، و در نهایت، یک سفرِ معنوی به سوی سکون و وحدت.***از تلاطم تا مرکز (سفیدیِ بی‌نام)خود به خودیتنفس... پیوستهدماسنج... وجود نداردایران... در تلاطم استدر خون در ماده در بدنِ زندرونِ دهان در بُزاق در نرمیِ بدنِ زندر تهرانخواهش‌های نفسانی از مبدارها کردنِ دلاز بدخواهی دور باشدستِ دوست‌دختر و رندی و زیرکیآب مثلِ نور و ماهتابدر قصد کردندر تهرانبدونِ اندیشهسرریزچه کسی به تو خواهد گفت از روزِ اول ، تو نامی نداشتی و خودت را از دل رهانیدی و با خواهش‌ها نابو

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 13:35

صفحه بندی